سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

200

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

سبب كار حرام گردد . 2 فروش جنسى كه با چيز نامرغوب مخلوط است . . ( 10 ) گلپايگانى ، صافى : و مشترى هر وقت فهميد مىتواند معامله را فسخ كند و در بعضى صُور آن ، اصل معامله باطل است مثل اين كه چيزى را بر خلاف جنسش ارائه دهد ؛ مثلًا مِس را به طلا روكش كند و به اسم طلا بفروشد . . مكارم : [ پنجم ] : معاملاتى كه در آن ربا باشد . [ ششم ] : فروختن اجناس تقلبى كه خريدار از وضع آن خبر ندارد مانند فروختن شير مخلوط به آب يا روغنى كه آن را با پيه يا چيز ديگرى مخلوط كرده‌اند . اين عمل را " غش " مىگويند و يكى از گناهان كبيره است . . ( 11 ) خوئى ، گلپايگانى ، تبريزى ، صافى ، زنجانى : پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : . . ( 12 ) زنجانى : [ و ] غش در معامله سبب بطلان معامله نمىشود ولى سبب مىشود كه كسى كه در معامله با وى غش شده بتواند معامله را به هم بزند . مگر آن كه جنس فروخته شده به طورى با جنس ديگر مخلوط شود كه جنس معامله شده بشمار نيايد كه معامله باطل نيز مىباشد . مكارم : [ و ] هفتم : خريد و فروش اعضاى بدن مانند كليه و امثال آن ؛ ولى احتياط آن است كه اگر پولى مىخواهند بگيرند ، در مقابل اجازهء برداشتن عضو از بدن شخصِ دهنده بوده باشد ، نه در مقابل خود عضو . و اصلِ اين كار در صورتى جايز است كه براى دهنده ، توليد خطر نكند . هشتم : اراضى موات ، با ثبت دادن ، ملك كسى نمىشود و خريد و فروش آن جايز نيست ، بلكه بايد آن را احياء كند ، يعنى آماده براى كشت و زرع نمايد . سيستانى : پنجم : معامله‌اى كه در آن غش باشد ؛ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده‌اند : " از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان غش كند ؛ خداوند بركت روزىِ او را مىبرد و راه معاش او را مىبندد و او را به خودش واگذار مىكند " . و غش موارد مختلفى دارد مانند : ( 1 ) مخلوط كردن جنس خوب با جنس بد يا با چيز ديگر ، مانند مخلوط كردن شير با آب . ( 2 ) صورت ظاهر خوبى را به جنس دادن بر خلاف واقع ، مانند آب زدن به سبزى كهنه كه تازه جلوه كند . ( 3 ) جنس را به صورت جنس ديگر وانمود كردن ، مانند روكش كردن طلا بدون اطَّلاع مشترى . ( 4 ) مخفى داشتن عيب جنس ، در صورتى كه مشترى به فروشنده اعتماد داشته باشد كه از او مخفى نمىدارد . مسأله 2056 فروختن چيز پاكى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است اشكال ندارد ، ولى اگر مشترى بخواهد آن چيز را بخورد ( 1 ) بايد ( 2 ) فروشنده نجس بودن آن را به او بگويد ( 3 ) ) * ( 1 ) گلپايگانى : اگر مشترى آن چيز را براى كارى بخواهد كه شرط آن پاك بودن است مثلًا لباس است كه مىخواهد با آن نماز بخواند . . خوئى ، تبريزى ، صافى : اگر مشترى آن چيز را براى كارى بخواهد كه شرط آن پاك بودن است ، مثلًا از قِسم خوراكى است كه مىخواهد او را بخورد ( صافى : و قابل تطهير است ) . . زنجانى : اگر خريدار آن چيز را براى كارى بخواهدكه شرط آن پاك بودن است ، مثلًا از قِسم خوراكى است كه مىخواهد آن را بخورد ، چنانچه نا آگاهى خريدار سبب گردد كه وى آن را در كارى كه شرط آن پاكى است به كار گيرد ، مثلًا آن خوراكى را بخورد ، بايد فروشنده نجس بودن آن را به او